ریسمان به گردن علی ( علیه السلام )
از قول ایة الله سید مرتضی حسینی فیروز ابادی که گفته وقتی در نجف اشرف بودم یک شب در عالم رویا دیدم در ممنزل ما مجلس روضه بر پاست و حضرت صدیقه ی طاهره با چادر نشسته . افرادی از مومنین به صف ایستاده یکی یکی می ایند عرض ادب می کنند و می روند . چون همه رفتندحضرت چادر را کنار زد و من از این عمل خانم فهمیدم چون من از نحارم ایشان هستم این کار را کردند.
سپس سوال کردم : مادر! ایا این که قریب به ۱۴۰۰ سال است که خطبا می گویند : شوهرت علی را با سر بی عمامه و دوش بی ردا و ریسمان به گردن به مسجد بردند صحت دارد؟
بی بی فرمود: استحقروا ابالحسن بعد رسول الله
علی را بعد از پیغمبر تحقیر کردند
عرض کردم: مادر!می گویند ان نانجیب به بازوی شما تازیانه زده و سیاه شد.
فرمو: بلی. انگاه دست راست را از استین بیرون اورد و دیدم هنوز یازوی مادرم سیاه و کبود است.
کتاب اتش در حرم - نوشته علیرضا رجالی تهرانی