شهر مدینه شد ـ وادی غمها ـ در شهادت ـ حضرت صادق

می ریزد اشک غم ـ حضرت کاظم ـ سوزد از ماتم ـ دلهای عاشق

وای

تسلیت موسی بن جعفر ـ می زنی بر سینه و سر ـ در عزای بابت آخر

( واویلتا واویلا ۲ )

آن مقتدایی که ـ لحظه لحظه بود ـ یاد کربلا ـ یاد یتیمان

یاد علی اکبر ـ یاد شش ماهه ـ یاد عباس و ـ شاه شهیدان

وای

بی قرار عمه زینب ـ ذکر شاه تشنه بر لب ـ گریه می کرد او دل شب

( واویلتا.......

آتش زده دشمن ـ خانه اش را چون ـ خانه ی حیدر ـ از ظلم و کینه

بین در و دیوار ـ مادرش زهرا ـ ناله ها میزد ـ از درد سینه

وای

پیر مرد دل شکسته ـ پابرهنه زار و خسته ـ بین کوچه دست بسته

( واویلتا ...........