شهادت امام موسی بن جعفر ( علیه السلام )
جانش به لب آید ز غریبی و ستمها
زیر غل و زنجیر شده گرم مناجات
یادی کند از رنج و غم عمه ی سادات
با چشم پر از آب به تسبیح و دعا بود
در زمزمه ی تشنه لب کرببلا بود
یا رب تو از این خانه ی غمها و بلایم
کی می شود آخر بنمایی رهایم
دور از وطنم یاور و یاری به برم نیست
در گوشه ی زندان خبری از پسرم نیست
ای نور دو عینم رضا جان کجایی
من دیده به راهم به پیشم بیایی
معصومه دل من شده تنگ برایت
ای کاش که می دیدمت ای جان به فدایت
نوحه ی شهادت موسی بن جعفر ( ع )
از معصومه ام افتادم جدا
بالینم بیا دلبندم رضا
{ رضا جان بیا ( ۴ )}
فتاده باد خزان در بهار جان من نمانده طاقتی در پای خون چکان من
در سجده ی خود می گویم خدا
دیگر از ستم راحت کن مرا
به وقت روزه شده تازیانه افطارم دمی که سندی شاهک نموده دیدارم
ذکر فاطمه بر روی لبم
یاد کربلا یاد زینبم
کبوتری شده زخمی به فکر پروازم به طعنه ها و غم تازیانه می سازم
اوردی کفن تو با شور و شین
جاری اشک من از یاد حسین